گروه فرهنگ و هنر ـ سايرمحمدى: «ايل بى سوار» اولين مجموعه داستان جواد جزينى بود كه به بازار آمد. به دنبال آن مجموعه داستان هاى جنگ را تحت عنوان «آب، باد، آتش» منتشركرد. «تابستان پرماجرا» اثر ديگر اوست كه چندى پيش منتشرشده است. ضمن اين كه نقد و بررسى هاى داستانى خود را نيز با نام «داستان از حاشيه تا متن» درسال 44 راهى بازاركرد. جواد جزينى در حوزه ادبيات كودك و نوجوان هم آثارى چون «سفر» و «هوتك» و «روزى اين چنين» را دركارنامه خود دارد. وى متولد 1344اصفهان در رشته ادبيات فارسى ليسانس خود را گرفت و هم اكنون نيز چندعنوان كتاب آماده انتشار دارد.
> آقاى جزينى، مدتى است كتابى منتشر نكرده ايد. بفرماييد چه مى كنيد؟
\ كتابى تحت عنوان «كسى براى قاطر مرده گريه نمى كند» در دست چاپ دارم. اين كتاب شامل شانزده داستان است كه هم فضا و هم به لحاظ زبان و فرم با آثار ديگرم تفاوت هايى دارد. اين مجموعه حاصل تجربه هاى جديد من است يعنى اغلب آنها در سال هاى اخير نوشته شده اند. غير از اين مجموعه مقالاتى دارم كه شامل چندمقاله پيرامون داستان هاى مينى ماليستى است و تحت عنوان «ريخت شناسى داستان هاى مينى ماليستى» منتشرمى شود.
> آيا مى شود آنچه در ادبيات كلاسيك فارسى تحت عنوان حكايت آمده، به عنوان نوعى داستان مينى ماليستى ارزيابى كرد؟
\ يك تلقى نادرست از داستان مينى مال در فرهنگ جامعه ما به وجود آمده كه هرداستان خيلى خيلى كوتاه را مينى مال تصورمى كنند. درحالى كه آنچه در غرب تحت عنوان داستان مينى مال تبديل به يك نهضت شده، انديشه اى بود كه بر ضد ماكسيمال ها (طولانى نويس ها) پديدآمده است. با اين سياق آنچه در ادبيات كلاسيك فارسى وجوددارد، نمى توان داستان مينى ماليستى ارزيابى كرد. اما گاهى نمونه هايى در ادبيات كهن ما پيدامى شود كه از سر اتفاق شباهت هايى به آثار مينى ماليستى دارد. حكايت هايى كه در ادبيات كلاسيك فارسى هست هم به لحاظ فرم و هم به لحاظ زبان و هم به دليل جوهره پيام با آثار مينى ماليستى تفاوت هاى زيادى دارند.
> شما تحقيقات و مقالاتى درزمينه ادبيات داستانى داريد، بفرماييد ارزيابى شما از پيچيده نويسى دررمان امروز چيست؟
\ من دركتاب «داستان ازحاشيه تا متن» كه حاصل چندين مقاله است و طى سال هاى گذشته نوشته ام، در دو ـ سه مقاله پيرامون «ريخت شناسى داستان هاى امروز» بحث و بررسى داشته ام. دراين مقالات سعى كرده ام راجع به ويژگى ها و تاريخچه ريخت شناسى داستان هاى پليسى درغرب و تلاش هايى كه دركشور خودمان صورت گرفته، بحث كنم. دريك مقاله هم تأويل و تفسير مفهوم گروتسك در داستان را پى گرفتم و خواستم ضمن توصيف گروتسك و تاريخچه پيدايش آن، تأثيرش را بر داستان نويسان امروز نشان بدهم. من گمان مى كنم دراين سال ها به دليل ترجمه هاى خوبى كه از آثار امروز جهان و آثار موفق صورت مى گيرد آشنايى ما با تئورى هاى جديد خيلى بيشتر از گذشته شده، همين آشنايى درواقع هم به لحاظ مباحث تئوريك و هم به لحاظ آثارى كه نوشته مى شود، نويسندگان ما را متوجه خود مى كند. گاهى اوقات اين تأثيرات خيلى سطحى است.
+  
|
