تبليغاتX
محمد جواد جزینی - آسيب شناسى كتاب كودك و نوجوان

محمد جواد جزینی

نویسنده ومنتقد ادبیات داستانی

اگر توليد كتاب مناسب براى كودكان و نوجوانان را هدف اصلى دست اندركاران كتاب كودك و نوجوان به حساب بياوريم، مهمترين وظيفه نقد ادبى در اين حوزه بررسى عوامل تاثيرگذار بر كميت و كيفيت توليد كتاب خواهد بود.از همين ابتدا مى توان عوامل تاثيرگذار را به دو گروه عوامل درونى و بيرونى تقسيم كرد. منظور از عوامل درونى زنجيره توليد كتاب از پديدآورنده تا نشر كتابا است.عوامل بيرونى هم مجموعه اى از عوامل است كه اگر چه ظاهراً در زنجيره توليد قرار نمى گيرند اما تاثيرات آن بر فرايند توليد كتاب چشمگير است.سر حلقه فرايند توليد كتاب كودك و نوجوان پديدآورندگان هستند. پديدآورندگان طيف متنوعى از فعالان اين عرصه همچون نويسندگان، مترجمان و حتى تصويرگران كتاب كودك را شامل مى شود.
اصلى ترين مشكل اين حوزه سهل و ممتنع بودن فعل نوشتن براى بچه ها است. اين باور ناصواب كه نوشتن براى كودكان و نوجوانان راحت تر از عرصه هاى ديگر است، باعث شده است كه بسيارى از نويسندگان با اندك تجربه و تخصص در اين حوزه ذوق آزمايى كنند.در حوزه ترجمه هم وضعيت به مراتب بدتر از تاليف است. ترجمه كتاب كودك و نوجوان به دليل حجم كم متن، سادگى زبان و ساخت، اشتياق بسيارى را براى آزمودن بخت خويش تحريك مى كند.
ناشران غيرحرفه اى نيز در ايجاد چنين اشتياقى در ذهن مترجمان تازه كار بى تاثير نيستند. گاهى ناشر براى استمرار فعاليت هاى خود و شايد حتى جلب حمايت هاى دولتى و... به چاپ كتاب ترجمه اى براى كودكان و نوجوانان اقدام مى كند.از آنجا كه قانون «كپى رايت» هم در ايران لازم الاجرا نيست، ناشر با اندك حق الترجمه اى كه به مترجمان جوان مى دهد يا نمى دهد و با استفاده از تصاوير و صفحه آرايى آماده، كتاب مورد نظرش را با كمترين هزينه چاپ مى كند.عدم تسلط بر زبان مبدأ و مقصد، عدم آشنايى با زبان متناسب گروه سنى مخاطبان كتاب، خطاهاى عمده نگارشى و عدم رعايت بديهى ترين اصول اوليه نگارش، گواه آن است كه مترجمان با كمترين تجربه عملى در اين حوزه وارد مى شوند.
عدم توسعه مراكز فرهنگى در كل كشور و تمركز امكانات چاپ، باعث يك 

قطبى شدن توليد كتاب كودك و نوجوان شده است.
در پژوهش هاى رسمى انجام شده مشخص شده است كه در دهه ۷۰ بيش از ۹۰ درصد نويسندگان فعال كودك و نوجوان در تهران ساكن بوده اند.
۶
درصد ديگر متعلق به پنج استان اصفهان، خراسان، فارس، قم و آذربايجان شرقى و ۴/۳ درصد متعلق به بقيه استان ها است. در حالى كه تهران تنها ۲۰ درصد جمعيت كل كشور را دارد.
شايد دليل اين تمركز را در اعمال سياست هاى دولت بتوان جست وجو كرد. عدم توسعه مراكز فرهنگى، نبود سياست هاى تشويقى جهت سرمايه گذارى هاى فرهنگى در استان ها نوعى انحصار جغرافيايى ايجاد كرده است. البته اين مسئله هم پيامدهاى خاص خودش را دارد.
مشكل ديگر ادبيات كودك و نوجوان مسئله حرفه اى نبودن نويسندگان اين عرصه است. پديدآورندگان كتاب كودك اغلب حرفه اى نيستند. حرفه اى به اين معنا كه شغل اصلى آنها نوشتن براى كودكان و نوجوانان نيست.
تعداد نويسندگانى كه كار اصلى آنها نوشتن براى كودكان است، به اعداد انگشتان يك دست هم نمى رسد. مثلاً در انجمن نويسندگان كودك و نوجوان كه نزديك به دويست و پنجاه عضو دارد بيش از يك سوم آنها در سه سال گذشته كتابى منتشر نكرده اند. تعداد قابل توجهى هم با چاپ يك يا چند اثر ترجمه عضو شده اند و مدت ها است ديگر كارى منتشر نكرده اند.
به همين دليل عدم وجود نويسندگان حرفه اى مى تواند در توليدات كمى و كيفى ادبيات كودك و نوجوان تاثير بگذارد.ناشران كتاب كودك و نوجوان به عنوان توليدكنندگان فنى كتاب به حساب مى آيند. براساس آمارهاى رسمى تعداد كل ناشران فعال كتاب كودك و نوجوان در سال ۱۳۷۰ ، ۱۱۱۹ ناشر بوده است. اين رقم در سال ۱۳۸۳ به ۳۱۴۳ ناشر رسيده است. اما افزايش اين تعداد ناشر تاثير قابل توجهى در روند توليد كيفى كتاب كودك و نوجوان نداشته است. اين عدم تاثير هم شايد برگردد به مسئله حرفه اى نبودن ناشران اين عرصه. عدم پايدارى فعاليت هاى نشر، ناآشنايى با مسئله كتاب و در نهايت عمر كوتاه فعاليت ها از جمله ويژگى هاى ناشران غيرحرفه اى اين عرصه است.
اين نكته درست است كه افزايش رو به رشد تعداد ناشران كودك و نوجوان تاثير كمى در بازار نشر خواهد داشت، اما اين تاثير كمى به تغييرات كيفى منجر نشده است.همواره دست اندركاران كتاب تغييرات ميزان تيراژ را به عنوان ملاك معنى دار براى ارزيابى وضعيت كتاب در نظر مى گيرند.


در طول سال هاى گذشته آمارهاى متنوعى از بالا رفتن ميانگين تيراژ كتاب كودك و نوجوان ارائه شده است. اميدوارانه ترين آمارها مربوط به گزارشى است كه معاونت فرهنگى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى آن را منتشر كرده است. اين آمارها گوياى آن است كه تيراژ كتاب هاى كودك و نوجوان در سال ۷۰ ، ۶۷/۱۴۶۷۲ بوده كه اين آمار در سال ،۸۰ به ۸۱۴/۸۴۳۲ رسيده است. اين آمار نشان مى دهد در سال ۸۱ به رقم ۱۲/۸۲۱۳ رسيده است. البته روشن است كه اين آمارها نشان از بالا رفتن ميانگين تيراژ كتاب دارد. اين رشد در افزايش عنوان ها هم ديده مى شود.نسبت عناوين كتاب هاى كودك و نوجوان با تيراژ ۱۰ تا ۲۰ هزار جلد از ۲۸ درصد در سال ۱۳۷۰ به ۱۶ درصد در سال ۸۰ رسيده است. نسبت عناوين كتاب هايى با تيراژ بيش از ۲۰ هزار جلد از ۲/۹ درصد در سال ۷۰ به ۳/۳ درصد در سال ۸۰ رسيده است.

 اين آمارها نشان مى دهد در كتاب هايى با تيراژ ۳ تا ۵ هزار جلد از ۹/۹ درصد در سال ۱۳۷۰ به ۴۰ درصد در سال ۱۳۸۰ رسيده است. اين آمارها در لحظه اول بسيار اميدوارانه است. اما اگر ميزان سرانه تيراژ كتاب و عناوين را مقايسه كنيم حقيقت روشن تر خواهد شد.
براساس آمارهاى رسمى ارائه شده سرانه عنوان كتاب براى جمعيت كودك و نوجوان كشور برابر ۰۰۱۰۹۱۶ درصد است.روشن تر اينكه در طول اين سال هايى كه آمارها نشان از رشد كتاب كودك و نوجوان دارد، براى هر ۱۰ هزار نفر جمعيت كودك و نوجوان فقط يك عنوان كتاب توليد شده است. البته اين آمار شامل همه عناوين (ترجمه، تاليف، گردآورى، بازنويسى و...) است.

براساس گزارش تحقيقى كه يونسكو آن را منتشر كرده است جمعيت ۶ تا ۱۷ سال كشور ما از ۲۰۵۹۱۰۰۰ نفر در سال ۱۳۷۵ ابتدا به ۱۹۱۲۳۰۰۰ در سال ۱۳۸۰ و سپس به ۱۶۸۸۲۱۰۰۰ در سال ۱۳۹۰ خواهد رسيد.

حالا اگر تعداد عناوين كتاب هاى توليد شده كودك و نوجوان را تنها محدود به كتاب هاى تاليفى كنيم در اين صورت ميانگين سالانه سرانه تعداد كتاب ها براى كودكان و نوجوانان كشور برابر با ۰۰۶۹۸ درصد خواهد بود يعنى به ازاى هر ۱۰۰ هزار نفر سالانه فقط ۶ عنوان كتاب تاليفى منتشر شده است. البته اگر ميزان بررسى آمارى تنها كتاب هاى چاپ اول تاليفى در نظر گرفته شود، برابر خواهد بود با ۰۰۴۸۶ درصد كه معناى آن اين است كه سالانه براى هر ۱۰۰ هزار نفر كودك و نوجوان كشور تنها ۴ عنوان كتاب منتشر مى شود.اين آمار بدون در نظر گرفتن ارزش هاى كيفى كتاب هاى كودك و نوجوان است. در ارزيابى هاى توليد كتاب همواره ميزان توليد چاپ اول كتاب ملاكى براى ميزان خلاقيت ها به حساب مى آيد.براساس آمارها نسبت نشر كتاب چاپ اول براى كودكان و نوجوانان در سال هاى ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۰ به طور متوسط ۹/۴۱ درصد كل كتاب هاى منتشر شده بوده است.مثلاً در سال ۱۳۷۰ نسبت به سال قبل ۷۷/۲۲ درصد رشد كرده است. همين طور در سال ۷۱ ، ۲۰/۳۴ درصد، در سال ۷۲ ، ۲۲/۴۴ درصد، در سال ۷۳ ، ۷۰/۳۲ درصد، در سـال ،۷۴ ۵۱/۳۳ درصد، در سال ۷۵ ، ۵۵/۳۷ درصد، در سال ۷۶ ، ۴۷/۴۲ درصد، در سال ۷۷ ، ۵۲/۴۸ درصد، در سال ۷۸ ، ۲۳/۴۷ درصد، در سال ۷۹ ، ۱۸/۴۳ درصد، در سال ۸۰ ۰۷،/۴۶ درصد نسبت به سال قبل رشد داشته است.

البته نبايد از نظر دور داشت كه اين افزايش با آغاز سياست هاى حمايتى دولت مبنى بر خريد كتاب هاى چاپ اول همراه است. همچنين در سال هاى ۷۵ به بعد هم طرح اعطاى وام كم بهره براى توليد كتاب آغاز مى شود كه آن هم تنها به كتاب هاى چاپ اول تعلق مى گيرد.كتاب سازى، عدم تمايل به تجديد چاپ با هدف بهره مندى از حمايت هاى دولتى از ويژگى  هاى توليدات كتاب هاى چاپ اول اين سال ها است. اين وضعيت نشانگر آن است كه اين رشد طبيعى و اصيل نيست. افزايش بهاى كتاب هم يكى از مشكلات كتاب كودك و نوجوان است.معضلات اقتصادى كشور و روند رو به رشد قيمت ها هر ساله بر توليد كتاب كودك و نوجوان هم تاثير گذاشته است.آمار ها نشان مى دهد كه از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۰ سالانه نزديك به يك درصد به قيمت توليد كتاب نسبت به سال قبل اضافه شده است.

مثلاً در سال ۱۳۷۰ نسبت به سال قبل يك درصد رشد كرده است. همين تغييرات در سال ۷۱ هم اتفاق مى افتد. در سال ۷۲ ، ۳۲۰/۰ افزايش، در سال ۷۳ ، ۲۵۵/،۰ در سال ۷۴ ، ۰۵۲/،۰ در سال ۷۵ ، ۲۴۲/،۰ در سال ۷۶ ، ۱۸۶/،۰ در سال ۷۷ ، ۲۹۲/،۰ در سال ،۷۸ ۱۸۲/۰ و در سال ۷۹ هم با اندكى تغيير ۳۳۶/۰ افزايش مى يابد.اين روند رو به رشد قيمت كتاب كودك و نوجوان حاصل چند عامل مى تواند باشد.
نخست عامل تورم پردامنه اقتصادى كه كرانه هاى نفوذش هم به صنعت چاپ و عوامل فنى توليد كتاب مثل كاغذ، مقوا، فيلم، زينك، دستگاه چاپ و رنگ و... را شامل مى شود.همچنين به اين عوامل مى  توان بالا رفتن دستمزد كارگران چاپ و خدمات پيرامونى كتاب را افزود.عدم رشد تيراژ كتاب كه مى تواند در نهايت به پايين آمدن قيمت تمام شده كتاب منجر شود، از عوامل مهم گرانى قيمت كتاب محسوب مى شود.آمار ها نشان مى  دهد كه نرخ رشد كتاب كودك و نوجوان در سال ۷۰ ، ۷۲/۰بوده كه در سال ۸۰ به ۴۳۰/۱ رسيده است.


اين آمار نشان از رشد تيراژ كتاب كودك و نوجوان مى دهد اما از آنجا كه اين رشد كمتر و يا كمى بيشتر از يك درصد در مقابل رشد يك درصدى قيمت كتاب در سال است، نمى تواند بهبودى در توليد كتاب به حساب آيد.در فرايند طبيعى توليد هر كالا نياز جامعه آهنگ توليد را تنظيم مى كند. اما در مسئله كتاب كودك و نوجوان اين فرايند به دليل اجراى سياست هاى مختلف برهم خورده است.در روند توليد كتاب كودك و نوجوان در ايران پيوند منطقى بين نياز هاى واقعى مخاطبان با توليد كتاب از بين رفته است.مسئله توزيع در سازمان نشر كتاب ايران همواره دچار مشكلات عمده اى بوده است.اين مشكلات برخى حاصل شرايط اقتصادى و برخى مربوط به ناهماهنگى ميان اجزاى توليد و توزيع است. اما عميق  شدن فاصله بين نياز هاى مخاطبان كودك و نوجوان و آنچه پديدآورندگان توليد مى كنند از اصلى ترين عوامل توزيع به حساب مى آيد.سياست هاى دولت با هدف كمك به رفع مشكل توزيع انجام مى شود در واقع به نوعى رانت براى برخى ناشران و نهاد هاى دولتى و شبه خصوصى تبديل مى شود.مثلاً طرح خريد كتاب از ناشران كه دولت با هدف كمك به رشد و توسعه فرهنگ كتابخوانى انجام مى دهد، در نهايت به توليد كتاب هايى منجر مى شود كه تنها خريداران آن نهاد هاى دولتى هستند.ملاك هاى خريد كتاب و يا شايد بهتر بتوان گفت ملاك هاى بررسى و ارزش گذارى خريد كتاب كه توسط خود نهاد