تبليغاتX
محمد جواد جزینی - رنگ‌هاي ايران

محمد جواد جزینی

نویسنده ومنتقد ادبیات داستانی


نوشته: مگان ناتال سيرز
مترجم: ژاله نويني

اولين جشنواره بين‌المللي كتاب كودك در كرمان در ايران برگزار شد. در اين جشنواره نويسندگان، تصويرگران، دبيران، كتابداران، تهيه كنندگان برنامه‌هاي تلويزيونيِ كودكان، مترجمان ادبي، فيلم سازان، منتقدان و ناشران به منظور شركت در سخنراني‌ها، بحث‌ها، ميزگردها، نمايش‌ها و جستجوي كتاب گرد هم آمده بودند.
اولين تصوير بعد از پوستر جشنواره، عكس حسين ابراهيمي (اِلوند)، مؤسس و مدير مسؤل خانه ترجمه براي كودكان و نوجوانان در تهران است كه تا به حال جوايز متعددي براي ترجمه كتاب‌هايش دريافت كرده است. اِلوند كتاب مرا به نام "معماي بافته شده آناهيتا" نقد كرده است. ماجراي اين رمان در قرن نوزدهم در ايران اتفاق مي‌افتد. اِلوند مرا به ايران دعوت كرد و همراه همكارش پيروز قاسمي با دسته‌اي گل سرخ در سحرگاه روز 28 فوريه در فرودگاه به من خوش‌آمد گفت. من با دو مترجم ديگر از خانه ترجمه به نام‌هاي ژاله نويني و رضا نجفي ملاقات كردم. عكس اين دو نفر بعد از عكس اِلوند قرار گرفته است. سه نويسندة كودك و نوجوان ديگر نيز به اين جشنواره دعوت شده بودند. درعكس بعدي به ترتيب از چپ به راست جميله گوين از انگلستان و دونا جو ناپلي از آمريكا را مي‌بينيد و سونيا نمير از فلسطين و من هم در عكسِ بعدي هستيم.
در تهران ما از كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان ديدن كرديم. اين مؤسسه مركز تبليغات هنري است. يكي از چهارصد مركزي كه كودكان در آن مي‌توانند هنرهاي بصري، انيميشن، فيلم سازي، عروسك گرداني،تصويرگري كتاب‏، سفالگري‏، آواز خواني، موسيقي، كاردستي و چيزهاي ديگر را آموزش ببينند. فيلم ساز ايراني، محسن مخلباف كه فيلم‌هاي گبه و سفر به قندهار او در ايالات متحده اكران شد مي‌گويد فيلم سازي را از اين مؤسسه آغاز كرده است.
در اين شهر آرام با جمعيتي حدود هفده ميليون نفر كه از خيلي جهات شبيه سالت ليك سيتي يوتا است با كوه‌هاي پوشيده از برفي كه شهر را احاطه كرده‌، چند دانشجو از ما براي مصاحبه دعوت كردند. سؤال‌هاي آنها در بارة آثار ما‏، دويستمين سالگرد تولد هانس كريستين اندرسن و نقش اسطوره و افسانة پريان در ادبيات معاصر كودكان بود.
همچنين در تهران ميزبانان، ما را به موزه آبگينه، موزه ايران باستان و موزه فرش بردند.
بعد كاتارينا ورزي و جواد جزيني به ما ملحق شدند. آنها نيز مترجم و نويسندگاني از خانة ترجمه بودند و همين‌طور مهدي حجواني كه نويسنده، منتقد و دبير شوراي نويسندگان كودك و نوجوان است نيز به جمع ما پيوست. همه ما به اصفهان پرواز كرديم و در آن شهر به ديدن مسجد امام و دو پل تاريخي رفتيم. نام يكي از اين دو پل سي و سه پل است؛ فكر مي‌كنم به دليل سي و سه تاق ضربي‌اش به اين نام خوانده مي‌شود. غروب‌ها عده‌اي زير پل‌ آواز مي‌خوانند و مردم براي شنيدن آوازشان در آنجا جمع مي‌شوند. به من گفتند كه مضمون آوازها عاشقانه و يا غم انگيز هستند. تك خواني‌هاي آنها مرا به ياد آوازهاي سنتي ايرلند كه در غرب ايرلند خوانده مي‌شود انداخت. زير اين پل‌ها نيز اتاق‌هاي فرش شده و راحتي براي كشيدن قليان وجود دارد. چون جواد جزيني اهل اصفهان بود مأموريت گرداندن ما را در شهر به عهده گرفت. او با مؤذن مسجد صحبت كرد و اجازه بالا رفتن ما را از مناره‌اي با قدمت چند صد سال گرفت. سر و صداي زيادي بلند شده بود كه از آن مناره تاريك با پلكاني كه نصفشان از بين رفته و خرد شده بودند، بالا نرويم. اما وقتي به بالاي مناره رسيديم عجب منظرة زيبايي از شهر ديديم.
بر اساس برنامة از قبل تنظيم شده، بعد از اصفهان ما را به بم بردند. مكاني كه قلعة گِلي باستاني در اثر زلزله شديد سال 2003 به شدت آسيب ديده و در حدود سي هزار نفر از مردم شهر بم در آن زلزله مرده بودند. پايين اين صفحه لينكي براي اطلاعات بيشتر درباره بم و زنان امدادگر گذاشته‌ام. در اسلايدها دو عكس وجود دارد كه در يكي از آنها زني با چادر سياه مشغول كشيدن پوستر براي جشنواره كتابي كه در بم برگزار شد، است و ديگري عكس فروشگاه بزرگي است كه براي غرفه‌هاي نمايشگاه ساخته بودند. ناشران ده هزار جلد كتاب به مدارس، كتابخانه‌ها و كودكاني كه از نمايشگاه بازديد مي‌كردند و چهل هزار جلد كتاب به استان هديه كردند. در طول جشنواره اولين كتابخانه كودك در استان كرمان افتتاح شد.
بيشتر جشنواره در شهر كرمان كه به فاصلة دو ساعت در شمال بم واقع شده است، برگزار شد. اطراف ساختمان دولتي جشنوارة كتاب كودك كرمان پر بود از پرچم‌هاي نمايش كتاب، با كودكان و فيل‌هايي كه در آن‌ها در اهتزاز بودند. در طول پياده روهايي كه آموزگاران با گروه‌هاي دانش‌آموزان براي بازديد كتاب‌ها مي‌آمدند تعداد زيادي بادكنك گذاشته بودند. هزاران خانواده براي ديدن و خريد كتاب در ميدان بزرگي كه انباشته از كتاب‌هاي 110 ناشر بود،‌ جمع شده بودند. عكس‌هاي بعدي در شب از غرفه كتاب گرفته شده و در آن كاوه مستشاري (سمت چپ)، مترجم خستگي ناپذير و كاملاً شوخ ما را مي‌بينيد كه در حال گفتگو با ناشر نسخه فارسي كتاب دونا جو ناپلي به نام (Beast) است.
در جشنواره من افتخار ملاقات با نويسنده معروف ايراني ”مرادي كرماني“ را داشتم. آثار او جوايز بسياري از ايران و اروپا را به خود اختصاص داده است و بعضي از داستان‌هايش در مجله كريكت (Cricket Magazine) چاپ شده است. يك عكس هم از ايشان كه كنار اِلوند ايستاده است در اين مجموعه عكس گنجانده‌ام.
خلاقيتي كه در طراحي صحنه به كار برده بودند شگفت‌انگيز بود. كرباسي نقاشي شده كه قلعة باستاني بم را نشان مي‌داد پشت صحنه آويخته شده بود. تريبون سخن وران از شيشه ساخته شده بود و تمام چيزهايي كه كف صحنه را تزئين كرده بودند مثل فواره‌ها، ساختمان‌ها و حيوانات همه از شيشه بودند.
به جز نمايش تحسين برانگيز افرادي كه در اين جشنواره شركت كرده بودند- حداقل نيمي از آنها- متوجه شدم كه چشم انداز ادبيات كودك در ايران نقاط اشتراك زيادي با ادبيات كودك ما دارد. سخن وران نگران اين مطلب بودند كه مطالعه بعد از تلويزيون، بازي‌هاي ويدئويي و اينترنت جاي دارد. آنها مسائل سخت اجتماعي مانند روابط جنسي، ازدواج، طلاق و كودك آزاري و چگونگي برخورد با اين موضوعات در ادبيات كودك را مورد بررسي قرار دادند. آنها در بارة لزوم مطالعه، بخصوص ترجمه ادبيات خارجي براي دسترسي به ادبيات دنيا صحبت كردند. به من گفته شد كه حداقل بيست در صد كتاب‌هاي كودك چاپ شده در ايران ترجمه كتاب‌هاي خارجي است. در بازار كتاب بزرگسالان، رمان‌هاي ترجمه شده خارجي حداقل ده برابر رمان‌هاي ايراني است. در مقايسه، در ايالات متحده فقط سه درصد كتاب‌هاي چاپ شده كتاب‌هاي ترجمه شده‌اند. اين نشان مي‌دهد كه ايرانيان بسيار ديد وسيعتر و دنيايي‌تري نسبت به آنچه رسانه‌ها به ما القاء مي‌كنند، دارند- بخصوص با استفاده رايج از كلمه ”سركوب كننده“ كه در تمام تيتر‌هاي مربوط به ايران ديده مي‌شود. اما مردم خلاق و مشتاق يادگيري كه من در ايران ملاقات كردم تصوير ديگري را به من نشان دادند.
در آخرين عكس اين مجموعه من كنار سه زن نويسنده و مترجم از اعضاي خانه ترجمه نشسته‌ام. از سمت چپ به راست شيدا رنجبر، من، پروين جلوه نژاد و شقايق قندهاري را مي‌بينيد. از آشنايي با اين خانم‌ها و افراد ديگر خوشحال شدم. لطفاً وب سايت مرا هر چند وقت يكبار ببينيد چون اميدوارم از اين افراد و ساير نويسندگان ايران كارهايي دريافت كنم.
از علاقة شما متشكرم!براي ديدن عكس‌هاي بيشتر از ايران و مردمش، و براي پيدا كردن چيزهاي بيشتر و بازتاب سفر من به آدرس زير مراجعه كنيد:
Bam Earthquake/Ancient Silk Road Citadel/Women's Relief Projects and Landscape, Architecture, and People of Iran (coming soon)
www.meghannuttallsayres.com
+        |