" روبی"و " گارنت" خواهرهای دوقلو هستند. آنها آنقدر به هم شبیهاند که دیگران به سختی می توانند آنها را از هم تشخیص بدهند. آن¬ها زیاد کتاب می¬خوانند و خانه¬شان پر از کتاب است . آن¬ها همه کتاب¬هایی را که درباره دوقلوها بوده خوانده¬اند، کتاب¬هایی مثل " دو قلوها" نوشته سنت کلر یا " دو قلوهای دره¬ی سبز". روبی می¬گوید: " گارنت هم کتاب¬های قدیمی مثل زنان کوچک را دوست دارد." این اشاره ¬ی "ژاکلین ویلسون " فقط به توصیف مطالعات گارنت محدود نمی¬شود. زنان کوچک رمانی است از "لوییزا می آلکوت". این رمان روایتی واقع¬گرایانه از زندگی خانواده مارچ است . تصویر بسیار نزدیک به بگومگوهای روزمره¬ی خانواده¬ای تهی دست. بعدها بسیاری از منتقدان اشاره کردند که این رمان در حقیقت روایتی واقعی از زندگی خود آلکوت است. دونانورتون در کتاب " شناخت ادبیات کودکان " درباره¬ی این کتاب می¬گوید:" در سال 1868 ناشری از الکوت خواست تا کتابی درباره¬ی دختران بنویسد و او بر آن شد تا خانواده¬ی خود را به تصویر کشد . آنچه به دست آمد یعنی زنان کوچک موقعیتی غیرقابل تصور بود. مردم از خواندن جزییات کامل یک خانواده صمیمی و دوست داشتنی و شایسته، غرق در لذت شدند." " دوقلوها"ی ژاکلین ویلسون هم با همین تاکید در متن داستان بر رمان زنان کوچک شکل گرفته است . گرته¬ای ساختاری به همان رمان. دوقلوها یک روز در جستجوهای جعبه¬هی اتاق¬های زیر شیروانی درست ته جعبه کتابچه¬ای عجیب پیدا می¬کنند. " داشتم یکی از جعبه های کتاب های قدیمی طبقه¬ی بالا را زیرو رو می کردم که درست ته جعبه این کتاب قرمز خوشگل را پیدا کدم. قرمزی این کتاب به¬رنگ یاقوت است. عطف آن هم چرمی است... وقتی بازش کردم دیدم همه ورق¬هایش سفید بود . از بابا پرسیدم سر داستان این کتاب چی امده؟ گفت: این که کتاب نیست... این مال شماست. هرچی دوست دارید توی ان بنویسد..." واین بهانه¬ نوشتن گزرش روزانه دوقلوها دردفترچه قرمز رنگ ، بنای داستان دوقلوها را می¬سازد. دخترها شروع می¬کنند به نوشتن یادداشت های روزانه . دل¬نگرانی¬ها، غم¬ها و شادی¬ها و گاهی هم گزارش روزانه¬ای از زندگی خانوادگی¬شان را می نویسند. دفترچه مثل سنگ صبوری می¬شود که دخترها با آن گفتگو می¬کنند و به این شیوه خواننده با شیوه زندگی آن¬ها آشنا می¬شود. دوقلوها که مدت¬ها پیش مادرشان را ازدست داده¬اند نمی¬توانند "رز" را به جای مادر بپذیرند؛ به همین دلیل لجبازی آن¬ها آغاز می شود. به این شیوه نویسنده طرح داستان را به سوی مضمون تحلیل خانواده تک سرپرستی سوق می¬دهد . درسایه همین مضمون روابط گروه همسالان را نیز در پی¬رنگ اصلی دوقلوها توسعه و گسترش می¬دهد. دوقلوها در طول زندگی خود در کانون خانواده به کشف خود و شناخت بیشتر آدم¬های پیرامون¬شان و به شناخت عمیق¬تری از زندگی دست می¬یابند. با اینکه بسیاری از داستان¬ها که اغلب با تکیه بر یک زاویه دید خاص روایت می¬شود و این عنصر به پرداخت و تکوین شخصیت اصلی و تدوین و ساختار داستانی کمک می¬کند ؛ اما روایت دو قلوها به شیوه ¬ای متفاوت بیان می شود که در این مدار بسته روایت یگانه شکسته شده و داستان با روایت های دوگانه و متفاوت بیان می شود . اما در عین حال در پایان داستان دو قلوها به باورهای تازه ای دست پیدا می کنند که روبی هم در آخرین یادداشت خود به این امر اشاه دارد.
مروری بر" دو قلوها"، نوشته ژاکلین ویلسون
+  
|