در ايران نهضت ترجمه بيشترين تاثير را در ژانر پليسي داشته است.
جواد جزيني ـ داستاننويس ـ در ادامه گفتوگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عنوان كرد: از نمونههاي جدي اين ژانر ميتوان به هاشمزاده و اثر فيل در تاريكياش اشاره كرد. زماني كه در ايران رمانهاي اجتماعي در حال شكلگيري بود، شكل نويي از داستان با عنوان داستان پاورقي شكل گرفت كه از داستانهاي پليسي غربي سامان ميگرفت.
وي با بيان اين مطلب كه كسي در ايران تمايل جدي براي كار كردن در اين ژانر ندارد، ادامه داد: دو تلقي عمده درباره داستانهاي پليسي وجود دارد؛ عدهاي ميگويند جرم و جنايت وجود داشته و كارآگاهي به دنبال قاتل است كه اين به داستانهاي كلاسيك بازميگردد؛ اما كساني چون نارس ژاك معتقد بودند كه داستان پليسي به يافتن قاتل ختم نميشود؛ بلكه درون آن معمايي وجود دارد. در ايران بيشترين فردي كه از اين شيوه تاثير گرفته، بهرام صادقي است.
جزيني درباره شكلگيري نخستين داستانهاي پليسي تصريح كرد: نارس ژاك هم اعتقاد داشت كه ادگار آلن پو مبدع اولين داستانهاي پليسي نيست و قبل از او در افسانهها و اسطورهها جنايتي رخ داده و معمايي وجود داشته كه كشف شده است؛ اما آنچه بعد از آلن به وجود آمد، ادبيات بورژوازي بود كه داستان پليسي را ابداع كرد.
درواقع جهان سرمايهداري مبدع داستان پليسي است.
اين داستاننويس يادآوري كرد: اگر ريخت داستان پليسي را بافتي معماگونه و مساله جستوجو به حساب آوريم، همواره جرم (جنايت، سرقت، تجاوز) اتفاق ميافتد و آنگاه كسي (پليس، كارآگاه، يا فرد كنجكاوي) بعد از تحقيق و جستوجو مجرم را تحويل قانون ميدهد. اگر اين ساخت پترن (pattern) داستان پليسي باشد، نمونههاي اين الگو را در آثار قبل از آلن پو ميتوان ديد.
وي يادآوري كرد: آثار شكسپير و پيش از آن در ساخت هزار و يكشب و افسانههاي بوكاچيو هم نمونههايي از اين معما و جستوجو وجود دارد. تحليلگران داستان پليسي اين ژانر متنوع را به دستههاي مختلفي تقسيم كردهاند؛ داستان پليسي، جنايي، كارآگاهي، جاسوسي و داستان دلهره و داستان سياه، كه اغلب اينها خوانندگان متنوعي هم دارند.
اين داستاننويس متذكر شد: نمونههايي هم متفاوت شدهاند؛ مثل قاضي جلاد فردريش درونمان، نام گل سرخ اوبرتو اكو كه در كنار بافت پليسي رويكرد فلسفي هم دارند. وزارت ترس از گراهام گرين علاوه بر ساخت پليسي درو نمايهاي سياسي پيدا ميكند، يا هويت نامعلوم ژرژ سيمنون كه رويكردي روانشناسانه هم
جواد جزيني ـ داستاننويس ـ در ادامه گفتوگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عنوان كرد: از نمونههاي جدي اين ژانر ميتوان به هاشمزاده و اثر فيل در تاريكياش اشاره كرد. زماني كه در ايران رمانهاي اجتماعي در حال شكلگيري بود، شكل نويي از داستان با عنوان داستان پاورقي شكل گرفت كه از داستانهاي پليسي غربي سامان ميگرفت.
وي با بيان اين مطلب كه كسي در ايران تمايل جدي براي كار كردن در اين ژانر ندارد، ادامه داد: دو تلقي عمده درباره داستانهاي پليسي وجود دارد؛ عدهاي ميگويند جرم و جنايت وجود داشته و كارآگاهي به دنبال قاتل است كه اين به داستانهاي كلاسيك بازميگردد؛ اما كساني چون نارس ژاك معتقد بودند كه داستان پليسي به يافتن قاتل ختم نميشود؛ بلكه درون آن معمايي وجود دارد. در ايران بيشترين فردي كه از اين شيوه تاثير گرفته، بهرام صادقي است.
جزيني درباره شكلگيري نخستين داستانهاي پليسي تصريح كرد: نارس ژاك هم اعتقاد داشت كه ادگار آلن پو مبدع اولين داستانهاي پليسي نيست و قبل از او در افسانهها و اسطورهها جنايتي رخ داده و معمايي وجود داشته كه كشف شده است؛ اما آنچه بعد از آلن به وجود آمد، ادبيات بورژوازي بود كه داستان پليسي را ابداع كرد.
درواقع جهان سرمايهداري مبدع داستان پليسي است.
اين داستاننويس يادآوري كرد: اگر ريخت داستان پليسي را بافتي معماگونه و مساله جستوجو به حساب آوريم، همواره جرم (جنايت، سرقت، تجاوز) اتفاق ميافتد و آنگاه كسي (پليس، كارآگاه، يا فرد كنجكاوي) بعد از تحقيق و جستوجو مجرم را تحويل قانون ميدهد. اگر اين ساخت پترن (pattern) داستان پليسي باشد، نمونههاي اين الگو را در آثار قبل از آلن پو ميتوان ديد.
وي يادآوري كرد: آثار شكسپير و پيش از آن در ساخت هزار و يكشب و افسانههاي بوكاچيو هم نمونههايي از اين معما و جستوجو وجود دارد. تحليلگران داستان پليسي اين ژانر متنوع را به دستههاي مختلفي تقسيم كردهاند؛ داستان پليسي، جنايي، كارآگاهي، جاسوسي و داستان دلهره و داستان سياه، كه اغلب اينها خوانندگان متنوعي هم دارند.
اين داستاننويس متذكر شد: نمونههايي هم متفاوت شدهاند؛ مثل قاضي جلاد فردريش درونمان، نام گل سرخ اوبرتو اكو كه در كنار بافت پليسي رويكرد فلسفي هم دارند. وزارت ترس از گراهام گرين علاوه بر ساخت پليسي درو نمايهاي سياسي پيدا ميكند، يا هويت نامعلوم ژرژ سيمنون كه رويكردي روانشناسانه هم
+  
|
